پخش زنده
پنجشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۷
  • ورود
  • ثبت نام
  • ارسال ویدیو

هراس ثروتمندان از وقوع رویدادی آخرالزمانی

نویسنده: : monjitvtechتاریخ انتشار: : ۱۳۹۷/۵/۶ ۸:۰۷66 مرتبه خوانده شده منتشر شده در شاخه: اخبار مهدویت
نیکول کارلیزهراس : هراس ثروتمندان از وقوع رویدادی آخرالزمانی
ترس از آخرالزمان خاص نخبگان مالی جهان نیست. این مسئله با سر و صدای زیاد درعناوین خبری مطرح می شود. در فیلم ها یا داستان های علمی ـ تخیلی تماشا می کنیم و می خوانیم.
گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس: به نظر می رسد که بسیاری از ثروتمندان جهان معتقدند که نوعی «رویداد آخرالزمانی» در راه است و بر این اساس، آنها خود را برای آن آماده کرده اند. شاید قبلا در این باره خوانده باشید – مثل مقاله «غوص عمیق» چاپ شده در نیویورکر در ژانویه 2017- اما میلیونرهایی که خود را برای آخرالزمان آماده می کنند به لطف مقاله جدید و پرخواننده داگلاس راشکوف استاد دانشگاه و فرضیه پرداز رسانه ای، بار دیگر به میان خبرها بازگشته اند. راشکوف در این مقاله چشم اندازی از این واقعیت به دست می دهد که چگونه برخی از نخبگان کسب و کارها در حال آماده کردن خود برای یک آخرالزمان هستند؛ واقعیتی که او بعد از دریافت دعوتی از طرف عده ای از 1 درصدی ها برای سخن گفتن درجمع آنها، به طور دست اول به آن پی برده است.
راشکوف می گوید این نشست که قرار بود بحث و گفتگویی جامع درباره «آینده فناوری» باشد، سریعا به جلسه ای مشورتی درباره یک آخرالزمان در شرف وقوع تبدیل شد.
راشکوف می نویسد:
«آنها آرام آرام اما خیلی سرراست، سرفصل های واقعی نگرانی هایشان را ابراز کردند. کدام منطقه از بحران آب و هوایی پیش رو کمتر از همه متاثر خواهد شد: نیوزیلند یا آلاسکا؟ آیا گوگل واقعا درحال احداث خانه ای برای «ری کورزویل» است تا مغزش را در آنجا قرار دهد و آیا ضمیر آگاه او نیز در طول این انتقال به حیات خود ادامه خواهد داد یا خواهد مرد و بار دیگر به عنوان یک موجود کاملا جدید باززاده خواهد شد؟ و سرانجام مدیرعامل یک خانه دلالی با توضیح اینکه در شرف اتمام سیستم پناهگاه زیرزمینی خود است پرسید: «چگونه می توانم بعد از وقوع این اتفاق، اقتدارم را بر نیروهای امنیتی ام حفظ کنم؟»
«رویداد»، حسن تعبیری بود که آنها برای اشاره به فروپاشی زیست محیطی، ناآرامی های اجتماعی، انفجار اتمی، ویروس های غیرقابل توقف یا هک آقای روبات که همه چیز را زیر و زبر خواهد کرد، از آنها استفاده می کردند.
همین یک سئوال بقیه وقت ما را به خود اختصاص داد. آنها می دانستند که برای حفاظت از خودشان در برابر توده های خشمگین به نگهبانان مسلح احتیاج دارند ولی در هنگامه ای که پول بی ارزش می شود، دستمزد نگهبانان را با چه بپردازند که ارزشی داشته باشد؟ چه چیزی مانع از این خواهد شد که نگهبانان رهبری برای خود انتخاب نکنند. میلیونرها معتقد بودند که باید از ترکیب ویژه ای از قفل های مختلف برای حفاظت از انبارهای مواد غذایی خود استفاده کنند که فقط خودشان از جایشان خبر داشته باشند. یا مجبور کردن نگهبانان به نصب قلاده های حفاظتی به شکلی که در صورت تخلف از مسئولیت های خود، جانشان به مخاطره بیفتد. یا شاید ساختن روبات هایی که به جای نگهبان و کارگر انجام وظیفه کنند؛ اگر این فناوری تا آن زمان به قدرکافی پیشرفت پیدا کند.
ثروت های بسیار زیادی در این جهان وجود دارد و این ثروت به شدت غیرعادلانه توزیع شده است. بر اساس گزارش ژانویه آکسفام ریپورت 82 درصد ثروت تولید شده در سال 2017 به دست 1 درصد از جمعیت جهانی رسیده است. درحالی که گربه چاق های روی زمین خیال دارند همچنان به همان کارهای رایجی ادامه دهند که مخصوص جماعت پولدار است، این موضوع نیز به طرز خاصی عجیب است که بسیاری از این 1 درصدی ها، بخش عمده ای از زمان و پولشان را صرف فکر کردن به آخرالزمان می کنند. آیا بهتر نیست این پول و وقت را در پروژه ها یا شرکت های جدید سرمایه گذاری کنند؟ آیا چیز خاصی درارتباط با روانشناسی این پولداران نازک نارنجی وجود دارد که آنها را وامی دارد اینگونه رفتار کنند؟
ناگفته نماند که ترس از آخرالزمان خاص نخبگان مالی جهان نیست. این مسئله با سر و صدای زیاد درعناوین خبری مطرح می شود. در فیلم ها یا داستان های علمی تخیلی تماشا می کنیم و می خوانیم. به نظر می رسد که این اواخر نگرانی از آخرالزمان ذهن همه را به خود مشغول کرده و برخی از روانشناسان برای توضیح دلیل این اتفاق فرضیه های خود را دارند.
کلی راتلج پژوهشگری که درباره نگرانی های موجودیتی مطالعه می کند و به طور خاص مطالعاتی را درباره عوامل به وجود آورنده باورهای آخرالزمانی انجام داده، به ما می گوید که این ترس های آخرالزمانی می توانند از چندین متغیر مختلف انگیزه گرفته باشند: یکی از بزرگ ترین این متغیرها فناوری است.
او توضیح می دهد: «البته برخی تهدیدات بسیار واقعی برای نگرانی وجود دارد، اما جهان دیجیتال که ما را همواره به یکدیگر مرتبط نگه می دارد، می تواند به این نگرانی دامن بزند، زیرا موجی مداوم و پرهرج و مرج از اطلاعات غالبا منفی و به خصوص متمرکز بر ترس را با خود به همراه دارد.»
بعلاوه تحقیق او حاکی از آن است که این قبیل نگرانی ها و اضطراب ها را می توان به نگرانی های موجودیتی و جستجوی معنایی برای زندگی نیز ربط داد.
او می گوید: «هرچند که ما تمایل داریم به آخرالزمان به عنوان چیزی منفی فکر کنیم، خلاف انتظار است، اما این ایده ممکن است برای عده ای جذاب باشد. در جهانی که به زندگی به چشم امری نامطمئن و معمولا ناعادلانه نگاه می شود، جهانی که در آن مردم برای یافتن حسی از معنامندی فردی تقلا می کنند، ایده یک پایان آخرالزمانی گرچه ترسناک است، اما می تواند احساس معنامندی را نیز در آنها به وجود آورد.»
راتلج با اشاره به اینکه این باورها می توانند نتیجه رویاهای مردم از «دنیایی بهتر» باشد می افزاید: «وقتی که ما به باورهای آخرالزمانی مذهبی خاصی فکر می کنیم این امر مشهود می شود، اما حتی درمیان افراد سکولارتر یا کسانی که به روایت آخرالزمانی مذهبی خاصی باور ندارند، ایده های آخرالزمانی می تواند وسوسه انگیز باشد.»
او می گوید: «برخی به این دلیل جذب این باورها می شوند که آنها را به محک آزمون خواهد گذاشت و می توانند هدف واقعی خود را بیابند. شاید حتی در آن دنیای جدید درکسوت قهرمان یا افرادی با اهمیت ظهور یابند. برخی نیز ممکن است امکان یک زندگی ساده تر را تصور کنند، چیزی که می تواند تقریبا شکلی از نوستالژی باشد.»
ناتالی تئودور که در شیکاگو روان درمانگر است، می گوید بالا گرفتن موج مربوط به یک آخرالزمان احتمالا نتیجه احساس نگرانی از وضعیت سیاسی فعلی کشورباشد.
او می گوید: «ما درزندگی روزمره خود احساس آرامش، امنیت یا ایمنی نمی کنیم و هنگامی که این اتفاق می افتد، ذهن ما گرایش به این پیدا می کند که دنبال بدترین سناریوهای ممکن برای مثال آخرالزمان بگردد. به این دلیل که ما به طور کامل در محیط زیستمان احساس امنیت کامل نمی کنیم، سناریوهای آخرالزمانی را تصور می کنیم که در آنها هیچ کنترلی بر محیط اطرافمان نداریم و جهان پیرامونمان در حال از هم فروپاشی است.»
مایک سیلز که یک مشاور زندگی و حرفه ای در تگزاس است، می گوید که از زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 او شاهد افزایش تعداد مراجعه کنندگانی بوده که از به پایان رسیدن زمان ترس یا نگرانی داشته اند.
او چنین توضیح می دهد که: «در جایی که مردم در موقعیتی بسیار آسیب پذیر- نه آخرالزمانی- قرار دارند، نمی دانند که چه انتظاری باید از دولت فعلی شان داشته باشند. کسانی هستند که نگرانند اجرای سیاست های دولت بتواند به جنگی اتمی و همچنین خاتمه یافتن حاکمیت دمکراتیک ما منجر شود و من مراجعه کنندگان زیادی داشته ام که از این مسئله هراس داشته اند.»
سیلز می افزاید که به طور خاص مراجعه کنندگان او از میان اقلیت ها نگرانی بیشتری در این باره دارند. او توضیح می دهد: «نگرانی بسیار زیادی نسبت به از دست رفتن حقوق فردی و تغییر در ساختار اجتماعی وجود دارد.»
به این ترتیب سیلز توضیح می دهد که چرا معتقد است این مسئله با فقدان فراوانی درجهان ربط دارد. او می گوید: «فرضیه ای که من دارم فرضیه ای مبتنی بر کمیابی است. جوری است که انگار مردم احساس می کنند از همه چیز به اندازه کافی برای همگی ما وجود ندارد، گویی مقدار کافی از همه چیز برای گذراندن زندگی وجود ندارد.»
سیلز می گوید که او مراجعه کنندگان ثروتمندی هم داشته، اما به نظر می رسیده که دلایل نگرانی آنها چیز دیگری بوده.او می گوید: «خیلی از کسانی که من می بینم ثروتمند و محافظه کار هستند و خیلی ازآنها معتقدند که ما با این رئیس جمهور، دقیقا در چنین مسیری قرارداریم و اینکه لیبرال ها این مسئله را درک نمی کنند. استنباط من از دلیل نگرانی این دسته از مراجعه کنندگانم، ترس آنها از حرکت به سمت چپ افراطی است.»
نویسنده: نیکول کارلیز[1] NICOLE KARLIS, روزنامه نگار و مقاله نویس حرفه ای
منبع: yon.ir/IJ48w

انتهای پیام.
به روز شده: : ۱۳۹۷/۵/۶ ۸:۰۹
چاپ صفحه